@حرف@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حرف شخص پر حرف و احمق ششمين حرف الفباى انگليسى صداى حرف سين ايجاد کردن فاصله ميان دو حرف ماقبل حرف صدا دار مانند حرف س تلفظ کردن مبحث تلفظ صوتى حرف و کلمات مربوط به حرف با صدا ناشمرده حرف زدن نامشخص حرف زدن نمايش صامت و بدون حرف نهمين حرف الفباى انگليسى نوبت حرف زدن نوزدهمين حرف الفباى انگليسى نوزدهمين حرف الفباى عبرى هشتمين حرف الفباى انگليسى هفدهمين حرف الفباى انگليسى هيجدهمين حرف الفباى انگليسى وابسته به خاصيت حرف هجادار واقع ميان دو حرف صدادار يک نوع حرف درشت يازدهمين حرف الفباى انگليسى يازدهمين حرف الفباى يونانى واژه هاى شامل حرف ـ (173) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7