@حروف@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حروف حروف رومى حروف سياه حروف سياه قلم آلمانى حروف صدادار به کار بردن حروف ضخيم حروف يک ورى حروف يا تصاويرى که ... حروف يا مهر رمزى خانواده حروف ... يا پايين حروف نوشته يا ... ... بعضى از حروف مى گذارند ... ... انگليسى که از حروف بى صداست رديف حروف سبک حروف ... که نماينده حروف الفبا است شبيه حروف چاپى طرح حروف ... که بالاى حروف صدادار گذارده ... علامت گذارى با حروف ... که با حروف قرمز نوشته ... قلب حروف قلب حروف هجايى براى صرف فعل ماشين حروف ريزى که سطر ... ماشين حروف ريزى و حروف چينى ... ريشه و اشتقاق حروف الفبا واژه هاى شامل حروف ـ (64) : 1 , 2 , 3