@حريق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حريق ... مخصوص فرار در مواقع حريق کسى که عمداً ايجاد حريق مى کند اطفاء حريق ايجاد حريق عمدى تمرين اطفاء حريق جنون ايجاد حريق حريق مدهش ... افتادگى از حريق يا رقيب فروش مال التجاره حريق زده