@حرکت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حرکت ... آن را به حرکت درآورند ... چرخنده اى که حرکت را به چرخ ... ... روى خط آهن حرکت مى کند گره گره حرکت کردن ... که هنگام حرکت کشتى پس ... کج حرکت کردن ... يا ديرک کار يا حرکت کند کسى که حرکت هواپيما را ... ... آسانى قابل حرکت و جنبش ... ... که جنبش حرکت وضعى زمين ... آماده ى حرکت آهسته حرکت کردن آهسته و کند شده در حرکت آهسته و محکم حرکت کردن اتومبيل مخصوص حرکت روى برف اجازه حرکت و اقدام از جنبش و حرکت باز داشتن از حرکت بازداشتن ... بلبرينگ براى حرکت دادن ماشين ... اسباب تاخير حرکت ... لوازم عکاسى در آن حرکت کند ... همراه قشون حرکت مى کنند ... کار براى حرکت سوپاپ ماشين اين سو و آن سو حرکت کردن با چالاکى حرکت کردن واژه هاى شامل حرکت ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}