@حرکت@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حرکت بسرعت حرکت کردن بسرعت حرکت دادن بعجله حرکت کردن به پشت حرکت کردن به آسانى حرکت کننده به حرکت آوردن سهم به حرکت انداختن به حرکت در آوردن به شکل کرم صد پا حرکت کردن به صورت دسته حرکت کردن به طرف راست حرکت کردن ... آلود و سرگردان حرکت کردن به طور مارپيچ حرکت کردن به طور موجى حرکت کردن به وسيله قوه جاذبه حرکت کردن بى حرکت تغيير جهت حرکت ارتش تند حرکت کردن ... گاز کار و حرکت مى کند جسم بى حرکت ... چيز ديگرى به حرکت آيد جلوتر از ديگران حرکت کردن جنبش ترازويى و حرکت موازنه اى جهش يا حرکت فنرى حرکت پنهانى واژه هاى شامل حرکت ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}