@حرکت@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حرکت حرکت تند و سريع حرکت تند و سريع و با ضربت حرکت تند و ناگهانى حرکت توسط نيروى خود حرکت جاروبى حرکت خرامان حرکت خودبخود حرکت دادن حرکت در اثر نور حرکت در مسير باد حرکت دزدکى حرکت دسته جمعى حرکت دهنده حرکت دهنده يا غلتاننده چرخ حرکت دودى حرکت دورانى حرکت دورى حرکت ذرات معلق مايع ... حرکت ساده در خط مستقيم ... حرکت سراسيمه حرکت سريع حرکت سريع پا به طرف خارج حرکت سريع ابر حرکت سريع نزولى حرکت سريع و جزيى واژه هاى شامل حرکت ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9