@حرکت@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حرکت نقل و انقال نيرو به وسيله حرکت نوبت حرکت يا بازى نيروى حرکت آنى نيروى ناشى از حرکت ... که با باد به حرکت درآيد ... حمله يا حرکت تعيين شده ... ... به تکان حرکت کننده با ... وابسته به حرکت وابسته به حرکت جزر و مد ... وابسته به حرکت مايعات و ... ... که براى حرکت دادن ران ... واژه هاى شامل حرکت ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9