@حزب@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حزب پشتيبانى از حزب مردم در آمريکا ... وابستگى به حزب يا جماعتى ... براى نمايندگان يک حزب اصول و عقايد حزب محافظه کار بستگى به حزب تصفيه حزب يا دولت از ... حزب کارگر حزب اکثريت حزب اقليت حزب سياسى پيرو در انتخابات ... دولتى بين اعضاء حزب حاکم شعار حزب عضو تازه حزب عضو حزب عضو حزب دموکرات عضو حزب سوسيال دمکرات روسيه عضو حزب محافظه کار انگليس عضو حزب محافظه کار قديم عضو حزب نازى آلمان هيتلرى عضو حزب ويگ در انگليس قديم ... دسته يا حزب طرفدار حکومت ... غير وابسته به حزب نمايندگان حزب کارگر در ... وابستگى به دو حزب وابسته به حزب محافظه کار
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}