@حزبى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حزبى کسى که عضو حزبى نيست و در ... اخذ آراء مقدماتى حزبى اعلاميه حزبى ... و تندرو گروه هاى حزبى انجمن حزبى انشعاب حزبى تبليغ حزبى ... مذهبى يا حزبى را آموختن ... تعدد حزبى دسته حزبى ... ليست کانديدهاى حزبى نيست شعار حزبى وابسته به تعدد يا ائتلاف حزبى