@حساب@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حساب حساب بدهى حساب بولى حساب تخمينى و فرضى حساب تغييرات حساب جارى بانکى حساب جامعه و فاضله حساب خرج حساب داخلى حساب دار حساب دارايى و سرمايه حساب دان حساب درآمد و خرج حساب دودويى حساب ديفرانسيل و انتگرال حساب را واريز کردن حساب رقومى حساب ريز حساب سود و زيان حساب غلط کردن حساب فاضله حساب مسندات حساب نگهدار حساب نشده حساب هاى معوقه را تسويه کردن حساب هزينه واژه هاى شامل حساب ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4