@حساب@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حساب حساب هزينه هاى کوچک حساب واريز کننده دفتر حساب دفتر حساب بانک دفتر حساب جارى دفترچه حساب پس انداز دوباره حساب کردن ذى حساب روز حساب روى چيزى حساب کردن زياد حساب کردن شماره حساب صدور صورت حساب صورت حساب صورت حساب بانکى صورت حساب دادن علم حساب ماشين حساب ماشين حساب الکترونى متصدى رسيدگى به حساب مشتريها مربوط به حساب مسئول حساب واحد حساب واحد حساب و منطق واحد منطق و حساب واژه هاى شامل حساب ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4