@حساسيت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حساسيت کم شدن حساسيت نسبت به ... آزمايش درجه حساسيت شخص نسبت ... از حساسيت کاستن ازدياد حساسيت افزايش حساسيت اعضاى انتهايى اندازه گيرى حساسيت چشم با حساسيت نورى ... نور به چيزى حساسيت دادن تمايل يا حساسيت نسبت به چيزى حساسيت جسمانى حساسيت سنج چشم حساسيت شديد حساسيت شديد در يک ناحيه بدن حساسيت نسبت به چيزى حساسيت نسبت به گرما حساسيت و استعداد تحريک ... داراى حساسيت داراى حساسيت اندک نسبت ... داراى حساسيت در مقابل نور داراى حساسيت شديد داراى حساسيت فوق العاده داراى حساسيت نسبت به نور داراى حساسيت و تعصب نسبت ... زکام در اثر حساسيت سر درد و حساسيت بى مورد واژه هاى شامل حساسيت ـ (34) : 1 , 2