@حساسيت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حساسيت کم شدن حساسيت نسبت به ... آزمايش درجه حساسيت شخص نسبت ... از حساسيت کاستن ازدياد حساسيت افزايش حساسيت اعضاى انتهايى اندازه گيرى حساسيت چشم با حساسيت نورى ... نور به چيزى حساسيت دادن تمايل يا حساسيت نسبت به چيزى حساسيت جسمانى حساسيت سنج چشم حساسيت شديد حساسيت شديد در يک ناحيه بدن حساسيت نسبت به چيزى حساسيت نسبت به گرما حساسيت و استعداد تحريک ... داراى حساسيت داراى حساسيت اندک نسبت ... داراى حساسيت در مقابل نور داراى حساسيت شديد داراى حساسيت فوق العاده داراى حساسيت نسبت به نور داراى حساسيت و تعصب نسبت ... زکام در اثر حساسيت سر درد و حساسيت بى مورد واژه هاى شامل حساسيت ـ (34) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}