@حشرات@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حشرات پر از حشرات يا جانوران موذى ... مکزيکى که از حشرات تغذيه مى کنند کشنده حشرات کيسه محل تجمع منى در حشرات ماده آلت مکنده حشرات يا سخت پوستان آلوده به تخم حشرات انواع حشرات کوچک مکنده انواع حشرات از راسته نيم بالان ايجاد دود براى دفع حشرات بند يا مفصل بزرگ پاى حشرات ... وسيله نوزاد حشرات يا شفيره حشرات دوبال حشرات موذى حشرات موذى را دفع نمودن حشرات نيم بال خانواده کک و ساس و حشرات دگرديسى کامل حشرات دافع حشرات در معرض هجوم حشرات دفع حشرات شفيره حشرات قاب يا بال حشرات ماده کشنده حشرات محل اتصال پاى حشرات به بدن مربوط به حشرات مکنده واژه هاى شامل حشرات ـ (30) : 1 , 2