@حصار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حصار حصار کشى حصار کليسا حصار بندى حصار دار کردن حصار درست کردن حصار دفاعى حصار يا چينه کشيدن دور حصار يا مانع محافظ حصار يا نرده اطراف خانه يا شهر خارج از حصار شهر در حصار در حصار قرار دادن