@حفره@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حفره پوشيده شده از حفره هاى کروى ايجاد حفره بدون حفره ى بدن ... فک که حفره هاى دندانها ... تجمع مايع در حفره جنب تشکيل حفره حفره پله مانند براى ... حفره کوچکى محدود به ... حفره کيسه گرده حفره اى حفره اى که شست در آن جا بگيرد حفره ايجاد کردن حفره دار حفره درون سلولى گياه حفره زيرزمينى حفره سلولى درون جدار گياه حفره غده اى حفره لگن خاصره حفره مانند حفره معده حفره هاى بدن حفره هاى بينى پره بينى حفره ى کوچک حفره ى حقه اى استخوان ... حفره ى دندانى واژه هاى شامل حفره ـ (44) : 1 , 2