@حفره@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حفره حفره يا گودال حفره يا مجراى عضو لوله اى شکل داراى حفره هاى کوچک داراى حفره ى حقه اى توگرد داراى سطوح حفره دار داراى سه حفره درمحفظه يا حفره قرار گرفته درون حفره هاى پيشانى و گونه ها دهانه يا حفره حاصله در ... زردپى طرفين حفره پشت زانو سلول يا حفره تخمدان مرکب ... شکاف پشت حفره يا حجره ... ... بيمارى هاى حفره ميانى دندان ... محوطه يا حفره کوچک مربوط به حفره ... دارد و درتوى حفره اى قرار مى ... وابسته به حفره پس زانو وابسته به حفره يا جاى خالى ورم درون حفره هاى سر يا ... واژه هاى شامل حفره ـ (44) : 1 , 2