@حفره@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حفره حفره يا گودال حفره يا مجراى عضو لوله اى شکل داراى حفره هاى کوچک داراى حفره ى حقه اى توگرد داراى سطوح حفره دار داراى سه حفره درمحفظه يا حفره قرار گرفته درون حفره هاى پيشانى و گونه ها دهانه يا حفره حاصله در ... زردپى طرفين حفره پشت زانو سلول يا حفره تخمدان مرکب ... شکاف پشت حفره يا حجره ... ... بيمارى هاى حفره ميانى دندان ... محوطه يا حفره کوچک مربوط به حفره ... دارد و درتوى حفره اى قرار مى ... وابسته به حفره پس زانو وابسته به حفره يا جاى خالى ورم درون حفره هاى سر يا ... واژه هاى شامل حفره ـ (44) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}