@حقوق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حقوق کارمند حقوق بگير کسى که داراى حقوق مدنى است از حقوق اجتماعى و سياسى ... از حقوق ملى محروم کردن اضافه حقوق اعطاى حقوق شهرى ياحق ... ... ماده اى حقوق اتباع آمريکايى الحاق حقوق بخشوده از حقوق گمرکى برابرى در حقوق سياسى برنامه پرداخت حقوق تجاوز به حقوق کسى کردن تساوى حقوق حقوق گمرکى حقوق اجتماعى و سياسى نسوان حقوق الهى حقوق بگير حقوق بازشنستگى حقوق بندرى حقوق بين الملل حقوق بين المللى عمومى حقوق تجارت قديم حقوق تقاعد حقوق ثابت بدون مزايا ... حقوق جزا واژه هاى شامل حقوق ـ (52) : 1 , 2 , 3