@حقوق@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حقوق کارمند حقوق بگير کسى که داراى حقوق مدنى است از حقوق اجتماعى و سياسى ... از حقوق ملى محروم کردن اضافه حقوق اعطاى حقوق شهرى ياحق ... ... ماده اى حقوق اتباع آمريکايى الحاق حقوق بخشوده از حقوق گمرکى برابرى در حقوق سياسى برنامه پرداخت حقوق تجاوز به حقوق کسى کردن تساوى حقوق حقوق گمرکى حقوق اجتماعى و سياسى نسوان حقوق الهى حقوق بگير حقوق بازشنستگى حقوق بندرى حقوق بين الملل حقوق بين المللى عمومى حقوق تجارت قديم حقوق تقاعد حقوق ثابت بدون مزايا ... حقوق جزا واژه هاى شامل حقوق ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}