@حقوق@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حقوق حقوق خصوصى حقوق دادن حقوق دان حقوق عرفى حقوق عقب افتاده حقوق عمومى حقوق ماهيانه حقوق مدنى حقوق مدنى اعطا کردن به حقوق مدنى روم قديم حقوق ناتمام حقوق نسوان حقوق و امتيازات خود ... حقوق و امتيازات مدنى حقوق يا مقررى ساليانه دادگاه تمرينى دانشجويان حقوق داراى حقوق سيستم پرداخت حقوق طرفدار حقوق زنان ليست حقوق ... ساليانه از حقوق کسى کسر ... متخصص حقوق و قوانين دوره ... مجموعه حقوق کيفرى ... شده از حقوق اجتماعى و ... محروميت از حقوق اجتماعى و ... واژه هاى شامل حقوق ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}