@حلق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حلق آلودگى لوزه و حلق و گلو باسيل از حلق اداء کردن التهاب حلق حلق آويز مربوط به زبان و حلق وابسته به حلق و گلو وابسته به حلق يا گلو ورم غشاء مخاطى بينى و حلق