@حلقه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حلقه پرونده چند حلقه اى پيچش يا حلقه زنى چند حلقه اى کرم حلقه دار کمربند يا حلقه نجات شناورى ... کنترل حلقه زنى کيک کوچک شبيه حلقه ارزش دهى آغازى در حلقه انتهاى حلقه بازى پرتاب حلقه بازى ميخ و حلقه بدنه حلقه برنامه بدون حلقه به صورت حلقه در آوردن بهره تقويت در حلقه باز تشکيل حلقه تغيير مکان حلقه اى تنه حلقه حلقه پارو حلقه پس ماند حلقه چند پرونده اى حلقه گردان حلقه گل حلقه گل که به گردن مى اويزند حلقه کردن واژه هاى شامل حلقه ـ (94) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}