@حمل@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حمل پس از وضع حمل ... راه آهن بابت حمل و نقل قطار ... ... جامه دان مخصوص حمل اسناد ... دونفر روى شانه حمل کرده و چيزهايى ... ... مقاصد نظامى يا حمل و نقل بنوبت کالاى حمل شده با کشتى ... قايق مخصوص حمل مشروبات قاچاق ... مقرون بصرفه براى حمل و نقل ارابه مخصوص حمل الوار ... يا چرخ خاک کشى حمل کردن با کشتى حمل کردن با ارابه حمل کردن با ترايلر حمل کردن با جرثقيل حمل کردن با سورتمه حمل کردن با قايق چهارگوش حمل کردن با قايق بارى کالا حمل کردن با قايق حمل کردن با واگن حمل کردن باواگن برقى حمل کردن بدون هزينه حمل تا روى ... برپشت حمل کردن ... بيماران را با آن حمل مى کنند برانکار يا تخت مخصوص حمل مريض برج حمل واژه هاى شامل حمل ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}