@حمله@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حمله ... که در پشت خط حمله اند گارد حمله آلمان نازى گروه حمله از جناح حمله کردن از جناح خارجى بدشمن حمله کردن ... نوشتجات بديگرى حمله کردن با اراذل و اوباش حمله کردن به با حالت حمله با حمله گرفتن با ريگ حمله کردن با زير دريايى حمله کردن با سخن حمله کردن بازيکن خط حمله بامشت حمله کردن به قصد غارت حمله کردن به يک حمله تاراج و حمله تجاوز يا حمله کردن تعرض و حمله متقابل حمله پادگان محاصره شده ... حمله پى در پى حمله گريه حمله کردن حمله کردن بر حمله کننده واژه هاى شامل حمله ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4