@حمله@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حمله ... که در پشت خط حمله اند گارد حمله آلمان نازى گروه حمله از جناح حمله کردن از جناح خارجى بدشمن حمله کردن ... نوشتجات بديگرى حمله کردن با اراذل و اوباش حمله کردن به با حالت حمله با حمله گرفتن با ريگ حمله کردن با زير دريايى حمله کردن با سخن حمله کردن بازيکن خط حمله بامشت حمله کردن به قصد غارت حمله کردن به يک حمله تاراج و حمله تجاوز يا حمله کردن تعرض و حمله متقابل حمله پادگان محاصره شده ... حمله پى در پى حمله گريه حمله کردن حمله کردن بر حمله کننده واژه هاى شامل حمله ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}