@حمله@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حمله حمله آور حمله احساساتى حمله اى حمله با چنگال حمله با توپخانه حمله بزرگ صرع حمله به درون حمله به مقدسات حمله بى پروا حمله تشنجى حمله تعرضى متقابل حمله جنون حمله خدعه آميز حمله خنده غير قابل کنترل حمله خواب حمله دسته جمعى حمله رعد آسا حمله رعد آسا کردن حمله سخت حمله سر درد حمله صرع حمله عصبى حمله متقابل حمله متقابل کردن حمله نا پذير واژه هاى شامل حمله ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4