@حمله@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حمله حمله ناگهانى حمله ناگهانى با تمام قوا حمله ناگهانى بيهوشى حمله ناگهانى مرض حمله ناخوشى حمله و تشنج حمله ور شدن حمله يا اعتراض به اشخاص ... ها در موقع حمله هوايى دچار حمله شدن در يک حمله درحال حمله با پنجه درحال حمله با چنگال دفع کردن حمله حريف دفع حمله سخن حمله آميز شبيه حمله شيپور حمله غش يا بيهوشى و حمله در زنان غير قابل حمله قابل حمله ... گردن دراز حمله ور شدن ... مخفى گاه سربازان براى حمله مورد حمله قرار دادن هدف حمله واژه هاى شامل حمله ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}