@حوزه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حوزه تقسيم حوزه هاى انتخاباتى ... جزو حوزه اسقفى جزو حوزه اى به حساب آوردن حوزه انتخاباتى حوزه انتخاباتى تحت نفوذ ... حوزه انتخابيه حوزه تحت نظر خليفه ى اعظم حوزه حکومت شاهزاده حوزه رودخانه حوزه صلاحيت دادگاه حوزه قضايى يک قاضى حوزه ى قضايى سمت يا حوزه يامحل اقامت يکنفر مقر يا حوزه اسقفى