@حياتى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حياتى کاتاليزورهاى حياتى کار حياتى آمار حياتى ... پديده هاى حياتى ياخته مى ... اعضاى حياتى و موثر بدن برگشت و وقفه فعاليت حياتى موجود ... فيزيکى و حياتى و روان ... جغرافياى حياتى خاصيت حياتى خون حياتى داراى اهميت حياتى سه حياتى قدرت حياتى قدرت يا خاصيت حياتى ... داراى اثرات حياتى مشابه است ... واکنش هاى حياتى موجود مى ... ماده دارويى و حياتى متخصص شيمى حياتى و آلى ... مراحل مختلف حياتى انسان و ... مربوط به جغرافياى حياتى ... به شيمى حياتى يا زيست ... منطقه حياتى منطقه مرکزى و حياتى نشاط حياتى نيروى حياتى واژه هاى شامل حياتى ـ (27) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}