@حين@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حين حين اجرا حين ترجمه حين رانش حين همگردانى خطاى حين رانش خطاى حين همگردانى در حين در حين ارتکاب جنايت ... رامشگرى که در حين رقص تکه تکه ... مقابله حين رو بردارى