@حيوانات@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حيوانات ... کردن پوست حيوانات با کاه ... پرده يا عضو شناى حيوانات دريايى پرستش حيوانات پرورشگاه حيوانات اهلى پنجه دست حيوانات پوشش فلسى شکل حيوانات ... يا پوست حيوانات پس از ... کارشناس تربيت حيوانات آغل حيوانات گمشده و ضاله استعمال اشکال حيوانات در هنر ... افسار سگ و حيوانات مشابه الهه ى ماه و شکار حيوانات وحشى ... خدايان به شکل حيوانات پست تشريح حيوانات توله حيوانات تيموس حيوانات جوان جاى محدود براى فعاليت حيوانات جايگاه حيوانات جنس نر آهو و حيوانات ديگر جنس نر حيوانات پستاندار ... تکامل يافته حيوانات پستاندار حيوانات آغل حيوانات اهلى حيوانات نر بزرگ حيوانات وحشى واژه هاى شامل حيوانات ـ (49) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}