@حيوانات@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حيوانات حيوانات يک اقليم خوراک حيوانات دندان گراز حيوانات ... خارجى بدن يا لاشه حيوانات رساله يا مقاله راجع به حيوانات ... و پخش حيوانات و نباتات ... ... گياهان و حيوانات را با ... شکار حيوانات بزرگ صداى حيوانات جنگل علوفه حيوانات فاصله بين چشم و منقار حيوانات ... جانوران و حيوانات وحشى ... جهت عبور حيوانات و انسان ... قسمت قدامى حيوانات بنددار ... کود و غذاى حيوانات مى رسد مايعات بدن حيوانات مبادله کردن پوست حيوانات محصور سازى حيوانات مدفوع حيوانات مصور حيوانات نيم تنه پوست حيوانات ... يک از حيوانات منفرد متعلق ... وابسته به فن تربيت حيوانات ... کردن پوست حيوانات با کاه ... واژه هاى شامل حيوانات ـ (49) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}