@حکاکى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حکاکى چاقوى حکاکى يا گوشت برى ... کارى يا حکاکى شده زينتى برجسته نما يا حکاکى برجسته تصوير حکاکى شده روى سنگ ... حکاکى کردن حکاکى بر روى سنگ حکاکى روى چوب حکاکى روى سنگ فن حکاکى و قلم زنى قلم گراور سازى و حکاکى قلم حکاکى و گراور سازى قلم فولادى حکاکى و گراور سازى