@حکم@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حکم حکم بازرسى و ورود حکم تامين مدعابه حکم تامين مدعى به حکم تحريم يا تکفير حکم تفتيش منزل حکم توضيحى حکم توقيف حکم توقيف از طرف دادگاه ... حکم توقيف اموال مديون ... حکم توقيف و ضبط اموال ... حکم حبس حکم حبس ابد حکم دادگاه حکم دادگاه عالى به دادگاه تالى حکم دادگاه يا قاضى ... حکم دادن حکم داده اى حکم دهنده حکم رويه اى حکم شرطى حکم شرعى حکم ضبط اموال بيگانگان حکم غير قطعى و دو پهلو حکم فرا خوانى حکم مجازات واژه هاى شامل حکم ـ (62) : 1 , 2 , 3