@حکومت@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حکومت طرز حکومت طرز حکومت هيئت دولت طرفدار اصول حکومت ملى طرفدار حکومت پارلمانى طرفدار حکومت اشراف طرفدار حکومت جهانى طرفدارى از حکومت جهانى ... حزب طرفدار حکومت عده معدود قدرت حکومت براى استفاده ... قلمرو حکومت خان قلمرو حکومت دوک قلمرو حکومت قيصر قلمرو حکومت لرد قلمرو و حکومت دوک بزرگ مربوط به حکومت خدايى مستبدانه حکومت کردن مقررات حکومت نظامى و ... ... اى که حکومت کشورهاى بيگانه ... وابسته به حکومت سلطنتى وابسته به حکومت يکه تازى واژه هاى شامل حکومت ـ (95) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}