@حکومت@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه حکومت طرز حکومت طرز حکومت هيئت دولت طرفدار اصول حکومت ملى طرفدار حکومت پارلمانى طرفدار حکومت اشراف طرفدار حکومت جهانى طرفدارى از حکومت جهانى ... حزب طرفدار حکومت عده معدود قدرت حکومت براى استفاده ... قلمرو حکومت خان قلمرو حکومت دوک قلمرو حکومت قيصر قلمرو حکومت لرد قلمرو و حکومت دوک بزرگ مربوط به حکومت خدايى مستبدانه حکومت کردن مقررات حکومت نظامى و ... ... اى که حکومت کشورهاى بيگانه ... وابسته به حکومت سلطنتى وابسته به حکومت يکه تازى واژه هاى شامل حکومت ـ (95) : 1 , 2 , 3 , 4