@خاتمه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خاتمه بخدمت خاتمه دادن به زور به چيزى خاتمه دادن به صحبت تلفنى خاتمه دادن به صورت خودکار خاتمه يافتن به همکارى يا شراکت خاتمه دادن خاتمه دادن خاتمه دهنده خاتمه غير عادى خاتمه يافتن خاتمه يافته به طور غير عادى نشان خاتمه ورقه خاتمه خدمت