@خارجى@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خارجى قسمت خارجى پوسته مقعد ... قسمت خارجى اسفنجيان قسمت خارجى جمجمه قسمت خارجى جو قسمت خارجى عضله قلب قسمت خارجى ميدان قسمت خارجى يک موجود قشر خارجى دانه لايه ى خارجى سلول هاى ... مبادله خارجى متغير خارجى محرک خارجى مربوط بقسمت خارجى ساق پا مستندات خارجى مشتق از عامل خارجى ... سياسى و سياست خارجى کشور مواد خارجى نماى خارجى وابسته به محرک خارجى واقع در سطح خارجى واقعيت خارجى قائل شدن وجود خارجى وقفه خارجى ... زير غشاء خارجى بدنه گياه ... واژه هاى شامل خارجى ـ (74) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}