@خارش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خارش چيزى که خارش بياورد اختلال حس لمس به صورت خارش ايجاد خارش و سوزش بدن خارش حس خارش حس خارش يا سوزش داشتن خارش کردن خارش دار خارش سخت محل خارش يا تحريک روى پوست مرض خارش پوست