@خاص@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خاص پيرو رسوم خاص اسم خاص اسم خاص مخفف سرباز آلمانى اسم خاص مذکر اسم خاص مذکور اسم خاص مونث اصطلاح خاص اصطلاحات خاص اصطلاحات خاص انگليس ... و لغات خاص انگليسى علمى ... بقالب اصطلاحات خاص علمى يافنى ... خاص منظوره درخت خاص شمال شرق امريکا زبان صنفى و مخصوص طبقه خاص سرجيوس اسم خاص مذکر صفت خاص صفت مرکب از اسم خاص علاقه خاص لهجه خاص محل خاص مخفف اسم خاص ميکائيل مسلک خاص معلومات خاص