@خاصيت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خاصيت گامت هاى عقيم و بى خاصيت نر ... شفاف داراى خاصيت انکسار مضاعف آدم محافظه کار و بى خاصيت ... گياه فاقد خاصيت جذب نور ... جريان برق خاصيت مغناطيسى پيدا ... ... که داراى خاصيت توليد الکتريسته ... از خاصيت انداختن با خاصيت چکش خوارى بى خاصيت بى خاصيت کردن تعيين خاصيت خاصيت پيزوالکتريک خاصيت چوبى خاصيت چيزى که با هواى ... خاصيت انبساط و گسترش خاصيت انقباض عضله خاصيت بادى يا هوايى خاصيت بازگشت خاصيت بازى و قليايى خاصيت تاب گشت خاصيت جسمى يا مادى خاصيت جلوگيرى کننده خاصيت حياتى خاصيت دگرديسى خاصيت درکشى يا درآشامى واژه هاى شامل خاصيت ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}