@خاموش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خاموش ... که براى خاموش کردن آتش ... چراغ خاموش کن با کليد خاموش کردن بافوت خاموش کردن تلمبه آتش خاموش کن جرقه خاموش کن خاموش کردن خاموش کردن ياشدن خاموش کردنى خاموش کننده خاموش کننده آتش خاموش سازى خاموش سازى يافوت خاموش شدن خاموش شدن چراغ ها خاموش شده خاموش نشدنى خاموش و عبوس نشستن روشن و خاموش شدن شخص خاموش شمع خاموش کن ... چراغى را روشن يا خاموش کند