@خانه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خانه پادو فاشحه خانه پارچه زبر لباسى خانه خانه چاى خانه چراغ خانه چهار خانه کردن چون روح بر خانه ها و غيره سرزدن گدا خانه کارهاى خانه دارى کبوتر خانه کدبانوى خانه آبدار خانه آدم خانه به دوش آدم خانه نشين يا علاقمند ... آرايش شش گوش خانه خانه کردن آشپز متصدى سرد خانه اتاق ميانى خانه هاى روم قديم اثاث خانه اداره کننده خانه اسلحه خانه اصول خانه دارى اقتصاد خانه دارى الهه رومى خداى اجاق و خانه دارى اهل خانه بازيگر خانه بام خانه واژه هاى شامل خانه ـ (156) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}