@خانه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خانه بانوى خانه بزرگتر خانه به طرف خانه بى خانه تکليف خانه تاريک خانه تصفيه خانه توى خانه جعبه دو خانه جنده خانه حشره خانه حصار يا نرده اطراف خانه يا شهر خانم خانه خانه پرورده خانه کبوتران خانه کشيش خانه کشيش بخش خانه کوچک خانه کوچک و سردستى ساخته شده خانه آبرومند رعيتى خانه ارباب يا صاحب تيول خانه بافت خانه بالاى برج خانه بالاى درخت خانه بزرگ واژه هاى شامل خانه ـ (156) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7