@خانه@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خانه خانه به دوش خانه به دوش در آفريقاى جنوبى خانه تکانى کردن خانه تکانى درفصل بهار خانه تابستانى خانه خانه خانه خانه کردن خانه دادن خانه دار خانه داراى آپارتمان ... خانه دارى خانه دارى کردن خانه دوخانوارى خانه را تميز کردن خانه رعيتى خانه روستايى خانه ساز خانه سازى خانه شاگرد خانه شهرى خانه قايقى خانه قفسه خانه ماندگى خانه متحرک خانه مدير آموزشگاه واژه هاى شامل خانه ـ (156) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7