@خانه@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خانه فاحشه خانه فن اداره خانه ... زنى دم درب خانه هاى مردم قسمت چوبى خانه قصاب خانه قهوه خانه لباس توى خانه بانوان لباس خانه لوله کشى خانه ها مالک خانه مبلمان کردن خانه متصدى نظافت خانه مثل خانه مرد خانه مرده خانه مرده شوى خانه مستخدم خانه مستخدمين خانه ... است به معنى خانه خدا و محل ... موتور خانه ميز کشودار يا خانه دار نام يکى از ارواح حافظ خانه نماز خانه کوچک نزديک کليسا ... گلى بر ديوار خانه مى سازد ... ديوانه ها يا ديوانه خانه واژه هاى شامل خانه ـ (156) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7