@خانواده@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خانواده خانواده بلدرچين خانواده حروف خانواده خرچنگ خانواده ساس و سرخک خانواده سلطنتى پلانتاژنت انگليس خانواده سلطنتى تودور در انگليس خانواده سلطنتى قديم انگلستان خانواده سهره خانواده شاه پسند خانواده فرعى خانواده مدارى خانواده مرکبات خانواده ميهن پرستان مکابى يهود خانواده ى مرجان ها ... از گياهان خانواده بوقناق رئيس خانواده رئيسه خانواده ... از دختان خانواده کاج مى ... شاهسپرم از خانواده نعناعيان عضو خانواده مادر خانواده مربوط به خانواده ... دريايى از خانواده بطريق يا ... ... فرد يا خانواده براى تشخيص ... نشان خانواده سلطنتى قديم فرانسه واژه هاى شامل خانواده ـ (63) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}