@خانگى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خانگى گنجشگ خانگى کبوتر خانگى کبوتر خانگى درشت احشاء خوراکى مرغ خانگى و غيره بافت خانگى بت هاى خانگى جامه خانگى دوره خانگى زندگانى خانگى زندگى خانگى سهره خانگى لباس خانگى زنانه مارمولک خانگى مجالس خانگى مرض خانگى مرغ خانگى مرغ خانگى سواحل مديترانه مشروب الکلى خانگى مشروبات خانگى موش خانگى نژاد ماکيان خانگى بزرگ