@خاک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خاک پشته خاک پشته خاک روى قبر پوزه به خاک ماليدن پيشرفتگى خاک در آب ... است به معنى خاک و صحرا يا ... چرخ خاک کشى چيز خاک شده گرد و خاک گرد و خاک گرفتن کره خاک از خاک در آوردن از خاک درآوردن انواع خاک هاى قهوه اى ... اهل يک آب و خاک ... دستى يا چرخ خاک کشى حمل کردن با خاک پوشاندن با خاک آهکدار کود دادن با خاک اره پوشاندن با خاک رس پوشاندن با خاک ريز محصور کردن با خاک يکسان کردن با خاک يا سنگ محصور کردن بدون خاک به خاک افتادن به خاک افتاده واژه هاى شامل خاک ـ (107) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5