@خاک@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خاک خاک خورى خاک داراى لايه هاى ... خاک درخت خاک ذغال قالبى خاک رس خاک رس چسبناک و خاکسترى ... خاک رس و شن که با ... خاک ريز ساختن خاک ريزى خاک ريزى کردن خاک ريشه دار خاک زاد خاک زرگرى يا خاک معدن ... خاک زير را شخم زدن خاک سرخ خاک سرخ مايل به زرد خاک سطحى خاک سطحى را برداشتن خاک سفت خاک شدن خاک شناسى خاک شوره زار زمين هاى باير خاک مانند خاک مخصوص خشت سازى خاک نسوز واژه هاى شامل خاک ـ (107) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5