@خاکستر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خاکستر گلدان يا ظرف محتوى خاکستر مرده ... سود مشتق از خاکستر چوب ... سوزانده و خاکستر مى شود تبديل به خاکستر کردن جاى نگهدارى خاکستر مردگان خاکستر گرم خاکستر کردن خاکستر آتشفشانى خاکستر افشاندن يا ريختن خاکستر ته کوره سوخته و خاکستر شده سوزانيدن و خاکستر کردن شبيه خاکستر شخار خاکستر