@خدا@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خدا پرستنده سه خدا چند خدا پرستى چيز خدا داده کار خدا کشورى که خدا پادشاه آن باشد اعتقاد به خدا اعتقاد به وجود سه شخصيت در خدا اعتقاد وحدت خدا انکار وجود خدا با خدا بانگ خدا حافظى بدرگاه خدا استغاثه کردن به خدا به خدا سپرديم بودن خدا در مخلوق بى خدا تجسم خدا يا خدايان به ... تجلى خدا به انسان ترا به خدا تقرب به خدا توجه به خدا توسط خدا حکومت و اداره شده جنبه انسانى براى خدا قائل شدن حکومت خدا حمد خدا را واژه هاى شامل خدا ـ (68) : 1 , 2 , 3