@خداى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خداى پارتنون معبد خداى آتنا در آتن ادين خداى روز چهارشنبه اعتقاد به خداى واحد الهه رومى خداى اجاق و خانه دارى جشن خداى زحل خداى پزشکى خداى کوچک خداى آتش و فلز کارى خداى آسمان فرزند زمين ... خداى آفتاب مصريان قديم خداى آفتاب و زيبايى ... خداى اقيانوس خداى بذر کارى خداى جنگ خداى خدايان خداى خورشيد خداى دروغى خداى دريا خداى دريا که اشکال ... خداى طب خداى عالم اسفل خداى عروسى و نکاح خداى عشق که به صورت ... خداى قدرت تناسلى جنس مذکر خداى مزرعه و جنگل ... واژه هاى شامل خداى ـ (37) : 1 , 2