@خدايان@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خدايان پرستش خدايان متعدد کاهن معبد يکى از خدايان تجسم خدا يا خدايان به شکل حيوانات ... تقديم شراب به حضور خدايان خداى خدايان ... هندو که از خدايان سه گانه يا ... خوراک خدايان که زندگى ... خون خدايان ... حافظ و مادر خدايان شعر و ادب داراى خدايان مجسم به شکل جانور زاوش رئيس خدايان يونانى شراب لذيذ خدايان يونان ... گسارى به افتخار خدايان ... اجداد و اعقاب خدايان معبد تمام خدايان و اديان مختلف نسب نامه خدايان وابسته به خدايان کوه المپ وابسته به خدايان دروغى و بت ها وابسته به خدايان و ارواح ... ... اجداد و اعقاب خدايان وابسته به معنويات و خدايان يکى از خدايان يونان قديم
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}