@خدايان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خدايان پرستش خدايان متعدد کاهن معبد يکى از خدايان تجسم خدا يا خدايان به شکل حيوانات ... تقديم شراب به حضور خدايان خداى خدايان ... هندو که از خدايان سه گانه يا ... خوراک خدايان که زندگى ... خون خدايان ... حافظ و مادر خدايان شعر و ادب داراى خدايان مجسم به شکل جانور زاوش رئيس خدايان يونانى شراب لذيذ خدايان يونان ... گسارى به افتخار خدايان ... اجداد و اعقاب خدايان معبد تمام خدايان و اديان مختلف نسب نامه خدايان وابسته به خدايان کوه المپ وابسته به خدايان دروغى و بت ها وابسته به خدايان و ارواح ... ... اجداد و اعقاب خدايان وابسته به معنويات و خدايان يکى از خدايان يونان قديم